rang_a_rang
عابر...

تو بیا

تو بیا بازم بیا ،با تموم قصه ها ،با تموم وعده ها ،با تمام شادیها ،تو بیا اگه باشی. گنجشکها آوازمی خونن، سکوت این کلبه رودارن می برن ،تو بیا اگه باشی ، چلچله ها کوچ می کنن.
شاهزاده ها تو قصه ها واسمون دست می زنن.
توبیا اگه باشی شهر رو چراغون می کنم ، غصه هارو دور می ریزم
با شادی آشتی می کنم.

*********************************************************

عابر...
عابري در گذر است
و به همراه دارد كوله باري از مهر و صفا
با صداي پاي شورانگيزش
شاد و آرام قدم بر مي‌داشت
صبح زود است هنوز
به كجا مي‌رود اين مرد غريب
زير اين سقف بلنداي زمين
لحظه‌اي را صبر كن...!
بنده‌اي را بنگر...!
بنگرم،غرق شدم در پس مرداب لعين دنيا
ببرم با خود به اوج رؤيا
ز شهر تنها
ببرم

عيد قربان رو به همه تبريک ميگم

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱ بهمن ،۱۳۸۳ - یاس سپید