rang_a_rang
به دنيا دل مبند

 

به دنيا دل مبند دنيا فنايي است
به رويا تكيه كردن بي وفايي است
اگر خواهي دلت را بر كسي بند
كه خود پاك است و عشق او خداي است

 

 

 

 

مي نويسم......
مي نويسم به ياد دلهاي عاشق و به ياد شقايق هاي پژمرده......
مي نويسم به ياد آنان كه همچون فرشته اي پاك به سوي آسمان پر كشيدند و زمينيان را در حيرت غيرت و عزت و شرف خود گذاشتند و تقديم به تو مي كنم اي تنها دليل ماندنم در اين بيابان برهوت.
آنگاه كه بغض گلويم را مي فشارد و قطره هاي اشك گلگونه هايم را سيراب مي كنند من تنهاتر از هر شقايقي هستم كه در حسرت ديدار تو مي سوزم.
آنگاه كه زور و ظلم و فساد همه جا را در برمي گيرد من تنها به سايبان تو پناه مي آورم تا خود را از تيررس طوفان هاي تند برهانم.
امشب نيز ديدگانم به آغوش غم سفر كرده و همراه با آنها باران زلالي سرازير شده است.
امشب در دلم غوغايي به پا شده كه هيچ گاه با هيچ قلم و جوهري قادر به وصفش نيستم.
.
آري..........
كبوتران صحن دلم همچون مرغان پر فشانده اي هستند كه هر لحظه خود را به هر جايي مي زنند چرا كه هواي ديدنت را كرده اند.
تماشاي آن چشمان پر تلالوت كه نور مهرباني و لطفش از فرسنگ ها دورتر به چشم مي خورد.
تماشاي آن دستان پر سخاوتت كه هيچ گاه پاياني ندارد و آن قدم هاي استوار و رشيدت كه همگام با اسلام قدم برمي دارد و امشب اين چشمان نمناك و دل شكسته و دست هاي خسته ام دست به دست هم داده اند تا در لحظه هاي غربت غم دل را بر روي قلب پاك و معصوم برگه هاي دفتر سبز زندگي بنويسند.

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٤ آذر ،۱۳۸۳ - یاس سپید